الشيخ رسول جعفريان وديگران

378

نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)

هم با نظر ابن كثير اشاره مىكند . همه اين موارد نشان مىدهد كه واسطهء ابن كثير در استفاده از كتاب التيجان ابن هشام ، كتاب التعريف سهيلى بوده است . اما سيرهء ابن هشام در بخش سيره ، منبع مستقيم ابن كثير است كه وى در تفصيل برخى از نقلهاى مجمل و مبهم ابن اسحاق و يا تكميل و استدارك آن ، از آن استفاده كرده است . ابن كثير بسيارى از ملاحظات ابن هشام را پسنديده و رأى او را در نادرست دانستن برخى از اشعار ستوده است . در يك مورد مىنويسد : « آنچه سبب شد تا ما تمامى اين اشعار را نياوريم ، اين است كه ابن هشام كه امام در علم لغت است ، گفته است كه اهل شعر ، بيشتر اين اشعار را نادرست مىدانند » . با اين حال ، ابن كثير ، رأى ابن هشام را در نادرست دانستن نسبت يك قصيده به ابو طالب كه در آن از پيامبر ( ص ) دفاع كرده ، نپذيرفته و آن را از ابو طالب دانسته است . ابن كثير دربارهء درستى نسبت آن ، به همان صورت كه ابن اسحاق آورده تأكيد كرده و از قصيدهء ياد شده چنين ستايش كرده است : « اين قصيدهء بلند بليغى است كه كسى جز آن كه شعر به او منسوب است ، نمىتوانسته آن را سروده باشد ؛ قصيده‌اى سترگ‌تر از معلقات سبع ، كه در رساندن معنا از همهء آنها بليغتر است » . ابن كثير انتقاداتى هم نسبت به ابن هشام دارد ، درست همانطور كه ابن هشام انتقاداتى به ابن اسحاق دارد . از جمله ، او دربارهء خبر آمدن اعشى بن قيس ، پيش از هجرت نزد پيامبر ( ص ) - كه در آن يادى از تحريم خمر شده - مطلبى آورده كه نشان از دقت نظر او در تاريخ دقيق رويدادها دارد . در آنجا ابن كثير مىنويسد : « تحريم خمر در مدينه و پس از واقعهء بنى نضير بوده است . بنابراين ، ظاهرا ، تصميم اعشى براى مسلمان شدن و آمدن نزد پيامبر ( ص ) بايد پس از هجرت بوده باشد ، چنان كه در شعر او نيز به اين مطلب اشاره شده است . بنابراين ، سزاوار چنين بود كه ابن هشام اين خبر را در بخش رويدادهاى پس از هجرت مىآورد نه اينجا » . « 1 » همين طور او دربارهء اين خبر ابن هشام كه از مؤاخات جعفر بن ابى طالب و معاذ بن جبل سخن گفته ، اظهار ترديد كرده است ؛ چرا كه جعفر در هنگام فتح خيبر ، در اوايل سال

--> ( 1 ) . در واقع ، خبر اين است كه اعشى به قصد اسلام آوردن به مكه آمد ، اما وقتى قريش به او گفتند كه محمد ( ص ) شراب را حرام كرده بازگشت . ابن كثير با توجه به خبر تحريم خمر در مدينه ، خواسته است تا موضوع آمدن اعشى را به مدينه صحيح بداند ، نه مكه . در حالى كه عكس اين نيز ممكن است و آن اين كه خبر ياد شده حاكى از آن باشد كه خمر در خود مكه تحريم شده است . اين مسأله با حرمتى كه خمر در اديان آسمانى ، به ويژه ميان حنفاى مكه داشته ، سازگارتر مىنمايد ( مترجم ) .